شعر زیر ترجمه ای است از یک شعر انگلیسی ، و در این شعر به خوبی طیفهای مختلف جامعه و سهم زن در چرخاندن گردونه زندگی به زیبائی توصیف شده است و هر گونه ایراد و خوانشهای پست مدرنیستی که نگاهشان به مقوله ستم جنسیتی و راهکار و تعریفشان بر مبنای راسیونالیسم ابزاری که بر پایه ابژه – سوژه میباشد را رد میکند و مفهومی انسانی بر مبنای عینیات واقعی حرکت حق طلبانه و سرمایه ستیز جنبش زنان را ارائه میدهد .این شعر را به تمامی انسانهای برابری طلب و زنان مبارز در تمامی جهان تقدیم میکنم:
زن مجری برنامه های تلویزیون ست،
او سوارکارست، او نوازنده ارکسترهاست،
زن فضانوردی در سفینه فضائی ست.
او مسئول پارکینگ اتومبیل ها ست،
دهقانی ست که در مزرعه کار میکند ،
او قهرمانی ست که مدال طلا بدست می آورد.
او بازیگر پاتیناژهاست، ستاره سینماها ست،
زن تنها صورتی زیبا نیست
هر چیزی برای او دست یافتنی ست ،
او روش مخصوصی دارد .
زمینی ست سرشار از گل،
او روزنامه نگار است ،مربی تیم فوتبال است،
او ژئولوژیست (زمین شناس) ست،او رمان نویس است.
او مادر من ست ،زن سربازست ، زن همسر است،
او جراحی ست که زندگی ات را نجات میدهد .
زن تنها صورتی زیبا نیست
زن مادر راستین انسان است ،
زن کارگرخدماتی ست ، زن قاضی دادگاه ها است،
زن معلم ست ،او نمونه هر زنی در این دنیاست،
او خلبان ست، او کاپتان متروی زیر زمین است .
کارگر شیفت شبانه پمپ بنزین است ،
او عضو پارلمان ست ، او نماینده کمیته اجرائی ست،
زن دیپلمات است .
زن تنها صورتی زیبا نیست
هر چیزی برای او دست یافتنی ست ،
زن مادر راستین انسان است ،
زن تنها صورتی زیبا نیست . ترجمه از: هیرش مجید نیا __ 24/12 1385
