تبليغاتX
رهایی زن رهایی جامعه است/8مارس2007 سنندج

رهایی زن رهایی جامعه است/8مارس2007 سنندج

سیاسی اجتماعی خبری

شعر زیر ترجمه ای است از یک شعر انگلیسی ، و در این شعر به خوبی طیفهای مختلف جامعه و سهم زن در چرخاندن گردونه زندگی به زیبائی توصیف شده است و هر گونه ایراد و خوانشهای پست مدرنیستی که نگاهشان به مقوله ستم جنسیتی و راهکار و تعریفشان بر مبنای راسیونالیسم ابزاری که بر پایه ابژه – سوژه میباشد را رد میکند و مفهومی انسانی بر مبنای عینیات واقعی حرکت حق طلبانه و سرمایه ستیز جنبش زنان را ارائه میدهد .این شعر را به تمامی انسانهای برابری طلب و زنان مبارز در تمامی جهان تقدیم میکنم:

 

زن مجری برنامه های تلویزیون ست،

او سوارکارست، او نوازنده ارکسترهاست،

زن فضانوردی در سفینه فضائی ست.

او مسئول پارکینگ اتومبیل ها ست،

دهقانی ست که در مزرعه کار میکند ،

او قهرمانی ست که مدال طلا بدست می آورد.

او بازیگر پاتیناژهاست، ستاره سینماها ست،

زن تنها صورتی زیبا نیست

هر چیزی برای او دست یافتنی ست ،

او روش مخصوصی دارد .

زمینی ست سرشار از گل،

او روزنامه نگار است ،مربی تیم فوتبال است،

او ژئولوژیست (زمین شناس) ست،او رمان نویس است.

او مادر من ست ،زن سربازست ، زن همسر است،

او جراحی ست که زندگی ات را نجات میدهد .

زن تنها صورتی زیبا نیست

زن مادر راستین انسان است ،

زن کارگرخدماتی ست ، زن قاضی دادگاه ها است،

زن معلم ست ،او نمونه هر زنی در این دنیاست،

او خلبان ست، او کاپتان متروی زیر زمین است .

کارگر شیفت شبانه پمپ بنزین است ،

او عضو پارلمان ست ، او نماینده کمیته اجرائی ست،

           زن دیپلمات است .

زن تنها صورتی زیبا نیست

هر چیزی برای او دست یافتنی ست ،

زن مادر راستین انسان است ،

زن تنها صورتی زیبا نیست .                                                             ترجمه از: هیرش مجید نیا   __ 24/12 1385

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 23:25  توسط   | 

بیانه حمایتی از دستگیر شدگان 8 مارس

                                                                                                               در حاشیه بر گزاری روز جهانی زن در شهر سنندج واقدامهای این جنبش ووجود فضای حاکم بر شهر در روز پنجشنبه  17/12/85تعدادی از فعالین زن ومرد توسط نیروی های امنیتی دستگیر شدند متا سفانه چند نفر از انها هنوز ازاد نشده اند ودیگر فعا لین به ستاد خبری اطلاعات فراخوانده شدند 

ما امضا کنندگان این بیانیه خواهان ازادی  فوری وبی قید وشرط دستگیر شدگان هستیم ومعتقد هستیم که ازادی ابراز عقیده واعتراض  پایه ای ترین حق هر انسانی است وبه صرف بر گزاری  8 مارس هیچ نهاد یا ارگانی نمی تواند کسی را باز داشت وباز خواست کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 14:41  توسط   | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11:57  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11:44  توسط   | 

                                 برگزاری ۸مارس در شهر کامیاران

روز ۸مارس در شهر کامیاران  با حضور زنان ومردان برابری طلب در کوه قوشه پاشا نزدیکترین محل به شهر کامیاران بر گزار شد شرکت کنندگان در مورد ۸مارس و ومروی بر جنبش زنان در شهر کامیاران را برسی کردنند ودر پایان  قطعنامه ۸مارس ۲۰۰۷شهر های سنندج -کرمانشاه ٬کامیاران٬سقز ٬بوکان٬مریوان  از طرف یکی از شرکت کنندگان خوانده شد وچندین نخسه از ان در شهر کامیارن پخش شد

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11:24  توسط   | 

برگزاری مراسم 8 مارس 2007  در شهر سنندج

در راستای برگزاری مراسم روز جهانی زن روز 8 مارس و همگام با   دیگر   فعالین برابری طلب و آزادیخواه امروز پنج شنبه 17/12/85 برابر با 8 مارس 2007   بنابه فراخوان جمعی از فعالین جنبش زنان سنندج مراسمی  در  ویلا پارک  جنب نمایشگاه نوروزی با حضور بیش از 250  نفر با خواندن قطعنامه مشترک 14 ماده ای 8 مارس شهر های سنندج ، کرمانشاه ، کامیاران ، سقز ، بوکان و مریوان توسط یکی از فعالین زن و با سر دادن شعارهائی  برابری طلبانه و با پخش وسیع قطعنامه و نیز نمایش پلاکارد هائی با مضامین گوناگون از جمله  ؛ گرامی باد 8 مارس روز اعتراض به نابرابری جنسی ؛  و مبارزه زنان ریشه در مبارزه طبقاتی دارد برگزار گردید .

این فعالین مراسم را در شرایطی برگزار کردند که دوستان دیگری فراخوان به برگزاری در مکانهای دیگری داده بودند و حضور نیروهای امنیتی و حاکم کردن جو میلیتاریستی که بصورت آشکار در سطح شهر نمایان و قابل توجه بود ، با اتخاذ تد بیری واقع بینانه تصمیم و اقدام به برگزاری این  مراسم با چنین ویژگی و در

حضور طیف وسیعی از اقشار مردم برگزار کردند. برگزاری این مراسم و اعتراض به تبعیض و نابرابری موجود ، حاصل تلاش بی وقفه و از خود گذ شتگی فراوان تمامی دوستان دلسوز و پیگیر انجام گرفت .

بر تمامی آنان و شما دلسوزان مبارک و پیروز باد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 23:52  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:55  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:52  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:48  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:42  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:39  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:38  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:36  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:34  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:30  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 22:28  توسط   | 

قطعنامه مشترک۸مارس۲۰۰۷ شهرهای سنندج -کرمانشاه -کامیاران -بوکان -سقز -مریوان

در جهاني با اين بحرانهاي فراگير، كه مملو از خشونتطلبي جنگافروزي انسانستيزي و استثمار بيپايان در مقابل كار ارزان است. زنان همواره قربانيان خاموش ادوار مختلف تاريخي اين فجايع بودهاند. ستم تاريخي مضاعف همراه با قوانين و احكام ارتجاعي كه همواره از جانب صاحبان زر و زور بر گرده بشريت امروزي سنگيني كرده است اكنون در قالبي ديگر و با شيوهاي بظاهر نوين در جاي جاي اين دنياي پهناور اعمال گشته و امروزه بازتوليد ميشود. كافي است به آمار دختران و زناني كه به طريق برده داري نوين توسط سودجويان و باندهاي تجارت انسان خريد و فروش ميشوند نگاه كنيم، كافي است به تبليغات رسانههاي جهاني و ساخته هاي مختلف بورژوازي كه مملو از زن ستيزي و نگرش كالائي بر وجود زن است نظري بيافكنيم. كافي است كه سياست، اقتصاد، فرهنگ و حتي زبان ملل را مورد مطالعه قرار دهيم اينان همه و همه چون حصارهايي در اين جهان بدون حضور خلاق و كنشگر زن، هر روزه او را بيشتر محصور ميكند. ارتباط اين دنياي سودمحور و جنسيت مدار با زن، ارتباطي يك سويه و ابزاري است. اما با تمام تعابير و تفاسيري كه از اين موقعيت غيرانساني ميشود، اكنون در اقصي نقاط عالم، جنبشي اعتراضي بصورت فراگير توسط انسانهاي برابري طلب براي امحاء و نابودي تحقير و ظلم و استثمار انسان شكل گرفته است. و ميرود  تا پايه هاي اين مناسبات زنستيز كه احساس گناه و حقارت را به زن داده است و با نگاهي شهواني به انسانيت او مينگرد را كاملا و يكبار براي هميشه دگرگون كند، آري يگانه جنبش رهايي بخش براي زنان و تمامي انسانها از اين مصائب تحميل شده از جانب سيستم سرمايه داري كه سرمنشاء و ريشهي همهي سيه روزيها و بهره كشي از انسان در مقابل سود و انباشت سرمايه است، جنبش برابري طلبانه و تساوي محور است كه پايه و ريشهي انقياد و زير دستي زنان را زيرو رو ميكند و هنگام آن فرا رسيده است كه جنبش راديكال زنان با گره دادن مبارزاتش با مبارزهي طبقاتي و جنبش كارگري بر عليه سيستم سرمايه داري بتواند به خواستهاي انساني و برحق خود دست يابد. ما در اين گوشه از جهان وارونه گرد هم آمده ايم و بر خواستهاي راديكال جنبش زنان ايران به مضمون زير پافشاري ميكنيم:

 

1- ما خواهان حقوق انساني برابر براي تمامي زنان و مردان در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هستيم.

2- ما هرنوع قوانين زن ستيزانه و جنسيت محور كه زنان را ازدستيابي به حقوق ابتدايي خويش محروم ميكند  محكوم مينماييم.

3- حق ايجاد تشكلهاي مستقل، اعتراض، اعتصاب جهت مطالبه ي حقوق انساني بايد به رسميت شناخته شده و نهادينه شود.

4- ما خواهان برابري اقتصادي به دور از هرگونه استثمار براي همه ي انسانها اعم از زن و مرد هستيم.

5- هرگونه جدا سازي ميان زنان و مردان در اجتماعات و مكانهاي عمومي ممنوع بايد گردد.

6- اعمال هرگونه خشونت عليه زنان اعم از آزارجنسي، برخوردهاي فيزيكي، تحقير و توهين نوع رفتار غيرانساني جرم محسوب شود.

7- آزادي انتخاب اساسيترين حق انسان است و تحميل هرنوع فشار اعم از ازدواج اجباري، تعدد زوجات، ازدواج زير سن 18 سال منسوخ بايد گردد.

8- فرهنگ مردسالار پديده اي غير انساني است و تبعات ناشي از آن ازجمله قتلهاي ناموسي و سنگسار جنايت محسوب ميشود و مسببين آن بايد بر اساس قوانين انساني محاكمه شوند.

9- پديده ي زنان و كودكان خياباني و بي شناسنامه ازپيامدهاي نظام سرمايه داري است و برخورداري کودکان از زندگي سالم ازحقوق انكار ناپذير آنان است.

10-ازدواج موقت شكلي از تن فروشي است و بايد ممنوع شود.

11-زنان بايد از آزادي انتخاب پوشش،حق مسافرت آزاد،حق تحصيل،انتخاب شغل،انتخاب همسر و ساير حفوق اوليه خود برخوردا باشند و هرنوع پوشش اجباري ممنوع ميباشد.

۱2- كار خانگي به منزله شغل تلقي شود و زنان خانه دار بايد از حمايت نهادهاي اجتماعي و حق بيمه و  اجتماعي برخوردار شوند.

13- ما از تمامي چنبشهاي آزاديخواه و برابري طلب حمايت نموده و  هرگونه بازداشت، محاكمه، تهديد و تعقيب تمامي فعالين و جنبشهاي اجتماعي را محكوم مينمائيم.

14-ما جنگ افروزي، مسابقه تسليحاتي، تحريمهاي اقتصادي ناشي ازرقابت سرمايه مداري را که  بيشترين زيانهاي آن متوجه طبقات زحمتكش ميباشد محکوم مینمائیم.

 

 

 

زنده باد 8 مارس روز جهانی زن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9:24  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 14:22  توسط   | 

فرماندار محترم شهرستان سنندج

در آستانه 8 مارس 2007 درخواستي جهت برگزاري مراسم روز جهاني زن در سنندج به شما تحويل داده شد كه امضاء كنندگان آن اشخاص حقيقي هستند، كساني كه در اين شهر زندگي مي‌كنند زنان و مرداني كه نابرابري‌هاي اقتصادي حاصل از خصوصي سازي، اخراج سازي، رانت‌خواري، فساد اقتصادي، و تحريم‌هاي جهاني بيشترين فشار را بر آنها و خانواده‌هايشان تحميل نموده. زنان و مرداني كه آسيب‌هاي اجتماعي را ملموس‌تر از هر قانون‌گذاري حس نموده‌اند. زنان و مرداني كه سكوت در مقابل دردهاي آشكار جامعه را خيانت به بشريت و انسان دانسته و بر اين باورند كه اعتراض به فقر، فحشا ، اعتياد، نابرابري‌ها، ستم و آزار و خشونت ، اعتراض به جنگ افروزي‌‌ها و تحريم‌ها كه خانواده‌هاي زيادي را در معرض آسيب‌هاي اجتماعي قرار مي‌دهد جز تلاش براي زندگي در يك شرايط انساني و تعهد نسبت به جامعه‌ي انساني و عمل به وظيفه شهروندي و مدني امر ديگري نيست. وظيفه‌اي كه مي‌بايست برشانه‌هاي شما بيشتر سنگيني مي‌كرد، بر مخالفت شما با اين درخواست مردمي دو دليل متصور است؛ يك ناديده انگاشتن خواسته‌هاي مدني و حقوقي مردم، دوم رضايت و طيب خاطر شما از وجود نابساماني‌ها و پديده‌هاي اعتياد، فحشا، كودكان و زنان خياباني و ... . لذا ما امضاء كنندگان طومار كه جمعي از فعالين حقوق زنان شهرستان سنندج مي‌باشيم در اين راستا و پيرو نامه‌هاي قبلي دو مكان جهت برگزاري مراسم در نظر گرفته‌ايم، سالن تختي يا مكان عمومي ديگر . در صورت همكاري شما مراسم در سالن تختي برگزار مي‌شود. در غير اين صورت اين مراسم در مكان عمومي ديگري برگزار خواهد شد و اين روز را همصدا با تمامي زنان جهان به روز اعتراض عليه ستم و نابرابري تبديل نموده و همبستگي و اتحاد خود را با تمامي آزادي خواهان و برابري طلبان اعلام مي‌كنيم.

جمعي از فعالين حقوق زنان شهرستان سنندج

نمايندگان جمع:

شيوا خيرآبادي

هاجر سعيدي

جميله مشيري

سوسن رازاني

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 12:37  توسط   | 

8 مارس می آید

8 مارس می آید . برای چندمین بار، نمی دانم برای چندمین بار اما می دانم این روز من است، روز یک زن، روز یک انسان رنج کشیده، روز میلیون ها انسان رنج کشیده در تاریخ بشری.

نمی دانم از چه زمانی؟ عمو رحمان در حالی که به سبیل سفید و پر پشتش می کشد سرفه ای می کند و می گوید : از زمانی که «تقسیم کار اجتماعی» صورت گرفته ستم بر زنان شروع شده. من نمی دانم تقسیم کار اجتماعی یعنی چه. عمو رحمان می گوید یعنی از وقتی که انسانها از غارها بیرون آمدند و به دو دسته ی دامدار و گله دار تقسیم شدند.می گوید از همان زمان زنان برده مردان شدند

اما آسیه می گوید از اول تاریخ زن برده مردها و هوس هایشان بوده. آسیه می گویداین سرنوشت زنان است که باید بدبخت و توسری خور باشند.

آسیه دو بار تا به حال شوهر کرده ومی گوید مردها فقط زن را در آشپزخانه و اتاق خواب می خواهند. او می گوید تا به حال 6 شکم زاییده ام اما حرمت و احترامم همیشه اندازه سگها و گربه ها بوده.

اما روشنک با آسیه مخالف است. روشنک می گوید چه زن ،چه مرد همه انسان هستند. راستش را بخواهید من با روشنک موافقم. مگر ما چه فرقی با مردها داریم. ما هم می توانیم قاضی و رییس جمهور – پلیس واستاد دانشگاه بشویم.

روشنک می گوید در ایران زنها سالهای زیادی را صرف مبارزه با«تبعیض جنسی» کرده اند . یعنی مبارزه برای گرفتن حق برابر با مردها در مسایل اجتماعی . روشنک می گوید ما باید حق طلاق داشته باشیم، باید حق داشتن حق زندگی مستقل داشته باشیم. او می گوید باید قتلهای ناموسی متوقف شود و برای ما زنها یک محیط امن اجتماعی و خانوادگی به وجود بیاید...اما آسیه حرف هایش را قطع می کند و در حالیکه دستهایش را به شدت تکان می دهد، فریاد می زند: همیشه همین ها را گفتی که هر جا رفتی اخراجت کردند. حرفهای گنده تر از دهانت بود که روزگارخودت و بچه هایت را سیاه کرد.

 بحث بین روشنک و آسیه هیچوقت تمامی ندارد.

من بعضی وقت ها گیج می شوم. می دانم که 8 مارس روز ماست. می دانم که ما هم در این خانه حقی داریم. می دانم که پایمال شدن حق ما هنوز هم در سراسر دنیا ادامه دارد. اما نمی دانم باید چه کار بکنیم و با چه چیزی مبارزه بکنیم. نمی دانم که باید چه کاری کرد که انسان ها چه مرد و چه زن دارای ارزش انسانی باشند و به آنها توهین نشود.

دیشب موقع برگشتن از سر کار وقتی داخل اتوبوس نشسته بودم بی اختیار صحبت های دو نفرکه پشت من نشسته بودند توجه ام را جلب کرد. اولی که زن جا افتاده ای بود با آرامش می گفت: باید مردها قانع کنیم که اعتصاب به نفع همه ی ما است. می گفت همه ی ما کارگریم. زن و مرد نداریم. کارگر دوم که دختر جوانی بود جابش را در دو جمله داد : بله! ستم طبقاتی باعث بدبختی ما است. فقط سیستم طبقاتی است که از زن یک موجود دست دوم می سازد باید این دیوار را شکست، دیوار غنی و فقیر.

از دیشب تا حالا به حرفهای آنها فکر می کنم. راستی این دیوار را چطور باید شکست؟                                            

 

                              ناهید حسینی

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 21:57  توسط   | 

 نقش نظام سرمایه داری در نا برابری زن ومرد 

                                                                                                                         ريشه هاي تاريخي نابرابري زن و مرد ناشي از نقشي است كه مرد در اقتصاد جامعه به عهده گرفته است. با اينحال تقسيم جامعه به دو طبقه استثمارگر و استثمار شونده اين نابرابري را چندصد برابر كرده است و زنان زحمتكش را تحت ستم چندگانه اي در آورده است.

حركت تاريخ  رو به جلو و رشد ابزار توليد سرانجام به مرحله سرمايه داري و توليد كارخانه اي رسيد. در اين مرحله از تاريخ زنان توانستند پابه پاي مردان در توليد نقش داشته باشند اما اين بار استثمارگران و سرمايه داران با قدرت و شكلي ديگر حكومت داشتند.

آنها نه فقط نميخواستند زنان را با مردان برابر كنند. بلكه مايل بودند از اين ميراث فرهنگي كه قرنها زنان را در شرايط نابرابر قراردهاده بود نهايت استفاده را در جهت منافع خود ببرند آنها گرچه شعار آزادي زن را سردادند فقط ميخواستند زن را از كنج آشپزخانه بيرون بياورند و به اسارت كارخانه در آورند. زحمتكشان كه در طول قرون متمادي به وسيله برده داران و فئودالها قانع شده بودند كه زن موجود حقيري است قادر نبودند طرز تفكر خود را تغيير دهند اما سرمايه داري با تمام عوام فريبيش براي از بين بردن اين تفكر هيچ تلاشي نكرد چرا كه نفعشان در همين نابرابري بود.

اما سرمايه داري با شركت دادن زنان در امر توليد امكان تشكيل فعال آنها در مبارزه اجتماعي را فراهم ميسازد. به اين ترتيب با دست خود آنها را عليه خود بسيج ميكند اينك كه نظام سرمايه داري در اثر مبارزات كارگران و زحمتكشان آخرين نفسهايش را ميكشد. زنان كارگر و زحمتكش نيز مبارزات خود را در جهت محو پايه هاي اين نظام سمت و سو ميدهند و خود را آماده ميكنند تا پيروزي طبقه كرگر از قيد  حقارت چند هزار ساله رها شده و به آزادي و برابري واقعي كه شايسته آن هستند دست پيدا كنند.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 19:16  توسط   | 

                 

                           

                  

                                تاریخچه  8 مارس  (روز جهانی زن)

 

 

تاریخچه هشتم مارس به اواسط قرن نوزدهم بر میگردد. در هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا بر علیه ستم و اسثمار بر خواستند. شرایط کار و زیست زنان کارگر وحشتناک بود؛ ساعات کار طولانی و کشنده، استثمار شدید، دستمزد اندک ومحروم بودن از هر گونه امکانات رفاهی و همچنین مسئولیت نگهداری و بزرگ کردن فرزندان ، کار بردگی خانه و رسیدگی به همسر ومردان خانواده را نیز بر عهده داشتند.

 

در نتیجه با اتحاد و همفکری خود طی حرکتی خود جوش به خیبانها ریخته و خواسته های انسانی خود را رو به جامعه و سرمایه داران مطرح نمودند . از جمله خواسته های آنان در این تجمع اعتراضی ،افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبودی شرایط کار بود. این مبارزه، نقطه عطفی در تاریخ مبارزه زنان و کارگران در گوشه ای از دنیا بود .

 

8مارس 1857، انعکاس مبارزه و مقاومت زنانی بود ، که با شدت هر چه تمام تر به عرصه های مختلف تولید واستثمار سرمایه داری  کشیده می شدند.این مبارزه در ذهن زنان آزادیخواه آمریکا باقی ماند. چندین سال پس از آن که هنگامی که مبارزات زنان برای تامین حقوق سیاسی و اجتماعی خود اوج گرفته بود به مناسبت پنجاهمین سالگرد 8 مارس دست به تظاهرات زدند .

 

در سال 1907 که جنبش کارگری و سوسیالیستی به پدیده ای بین المللی تبدیل گشته بود .عده کثیری از زنان کارگر و روشنفکران انقلابی در صفوف این جنبش مبارزه میکردند .در میان آنان پیشروانی بودند که بر ضرورت مبارزه ای پیگیر و مشخص بر علیه ستم جنسی و مبارزه برای برابری اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی زن ومرد تاکید میکردند . انها این شیوه از مبارزه را برگزیدند تا نشان دهند که این بخش از مبارزه نیز جزئی لاینفک ، مهم و غیر قابل انکار برای رهائی از ستم و استثماراین طبقه است . انان دریافته بودند که نباید در این عرصه از مبارزه نیز درنگ کرد. اساس و پشتوانه فعالیت این پیشروان ، مبارزات در حال گسترش زنان اروپا و آمریکا بود که مسئله زنان را به مثابه یک مسئله فوری و جدی در دستور کار خود قرار داده بود . 

 

بحث انتخاب روزی از سال به عنوان" روز زن" اولین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان"  پیش کشیده شد . این شعار گستره ای وسیع داشت و تمامی زنان از طبقات مختلف را در بر می گرفت. زنان زیر لوای این شعار هویت اجتماعی و انسانی خود را تعقیب میکردند . حقیقتی که در نظامهای مرد سالار برای قرنها نادیده گرفته شده بود . حدود دو هزار تن از زنان تظاهر کننده در 23 فوریه 1909  پیشنهاد کردند هر سال در یکشنبه آخر فوریه تظاهراتی سراسری در آمریکا به مناسبت" روز جهانی زن " برگزار شود.

 

در سال 1910،" دومین کنفراس زنان سوسیالیست"که کلارا زتکین  یکی از رهبران ان بود به مسئله تعیین" روز جهانی زن" پرداخت. باید روزی مشخص که دارای تاریخچه ای مشخص از مبارزه بود برای این روز انتخاب میشد . زنان سوسیالیست اتریش " اول ماه مه " قبلا پیشنهاد کرده بودند .اما"اول ماه مه" جایگاه و مفهومی داشت که میتوانست که میتوانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد.  زنان سوسیالیست آلمان 19 مارس را پیشنهاد کردند این روز مصادف با مبارزه انقلابی مردم در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس بود که منجر به عقب نشینی صوری حکومت در 19 مارس همان سال بویژه در مورد مطالبلت زنان شد ." دومین کنفرانس زنان سوسیالیست " روز 19 مارس 1911 را به عنوان اولین مراسم روز زن تعیین نموداما تصمیم نهائی برای تعیین روز جهانی زن را به بعد موکول کرد.  بعد از منتشر نمودن قطعنامه کنفراس و تعیین روز جهانی زن در آن انتر ناسیونال دوم( تشکیلات بین المللی احزاب سوسیالیست و جنبشهای کارگری آن دوران) از این تصمیم پشتیبانی نموده و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را به رسمیت شناخت. بدون شک برای اینکه این روز مقبولیت عام پیدا کند نیاز به زمان، کار و فعالیت بیشتری بود.

 

 19 مارس 1911 فرا رسید. تمام خیابانهای اتریش ، آلمان، سوئیس و دانمارک با رژه قدرتمندانه زنان به لرزه در آمد. تعدا زنان تظاهر کننده در اتریش به 30 هزار نفر میرسید. "روز جهانی زن " نظام نابرابر و استثمار گر را به مصاف طلبید. نیروهای پلیس با یورش به صفوف زنان تظاهر کننده تعدادی از آنان را دستگیر نمودند. از همان نخستین روز جهانی زن معلوم شد که سازشی با این نظام وجود ندارد .

 

دبیرخانه بین المللی زنان ( یکی از نهادهای انترناسیونال دوم) در سال 1913هشتم مارس رابه یادمبارزات زنان کارگر نساجی در آمریکا به عنوان "روز جهانی زن" اعلام کرد. در همان سال زنان زحمتکش آگاه و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه و اروپا 8 مارس را به صورت میتینگ و تظاهرات برگزار کردند.

 

درسال 1914سیستم سرمایه داری جهان را به کام جنگ جهانی اول کشید. حکومتها در کشورهای اروپائی مردم کشور خود را ترغیب به کشتار انسانهای کشورهای رقیب میکردند. این جنگ بر جنبش زنان ، خواستها و شعارهای آنان نیز تاثیر گذاشت . زنان انقلابی تلاش کردند 8 مارس 1915و1916 را زیر لوای شعار مشترک "علیه جنگ" برگزار کنند. سیاست اصلی آنها جلوگیری از شرکت مردم در جنگی بود که فقط منافع دولتهای سرمایه داری را در بر داشت. در کشورهای درگیر جنگ اقشار و توده های مختلف مردم به گروههای موافق و مخالف جنگ تقسیم میشدند . جنبش زنان نیز از تحولات و جهت گیریهای سیاسی این جوامع که خود زاده آن بود به دور نبود. به همین دلیل انشعابی در آن به وجود آمد که مانع برگزاری گسترده و سراسری "روز جهانی زن " شد.

 

در سال 1917 بار دیگر جنبش زنان پا گرفت. تظاهرات زنان کارگر پتروگراد علیه جنگ، گرسنگی و تزاریسم نخستین جرقه های انقلاب را به وجود آورد کارگران شهر در پشتیانی از این تظاهرات ،اعلام اعتصاب عمومی کردند.8 مارس 1917به نقطه عطفی در تاریخ این کشورتبدیل شد.

 

"کنفرانس زنان انترناسیونال سوم" سال 1921 در مسکو برگزار شد در این کنفرانس 8 مارس به عنوان" روز جهانی زن" تصوب شد. این کنفرانس، زنان جهان را برای مبارزه علیه نظام موجود تا تحقق خواسته هایشان فرا خواند . و تا کنون در اقصی نقاط عالم در شرایط متفاوت زنان ومردان برابری طلب این روز را گرامی داشته اند ومی دارند.و مارش میلیونی انسانهای معترض به این  جهان وارونه وتوحش سرمایه داری اسمان، سود پرستی و استثمار را برای هزارمین بار در تاریخ مبارزات طبقاتی خواهد لرزاند.زنده باد 8 مارس-زنده باد سوسیالیسم...

 

        

 روزا شفیعی.9/12/1385

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 22:46  توسط   | 

زن برده نیست زن انسان اگاه و ازاده ای است زن را در این جامعه به نام انسان ضعیف میشناسندچرا ما را به نام ضعیفه صدا میزنند چرا میگویند زن انسان کامل نیست زن اگر کامل نیست چرا پا به پای یک مرد در کارخانه کار میکند ولی حقوق زن را نصف میدهند مگر ان زن به انداز ه یک مرد کار نکرده است چرا به زنی که شوهر ندارد کار نمی دهند چرا به زنی بی  شوهر که چند تا بچه دارد خانه اجاره نمیدهند ومیگویند ما به زن تنها خانه نمی دهیم چرا به زنی که بچه دار نمیشود میگویند درخت بی ثمر ویا میگویند گاوی که بچه دار نمی شود باید ان را  قصابی کرد ویا زن را وادار میکنند برای شوهرش زن دیگر بگیرد ویا از شوهرش جدا شود این همه ظام ها چیست باعثش کیست باعث این ظلم دنیای کهنه پرستی سرمایه داری است است  است ما همه زنان ستم دیده همه با هم میگوییم  .                        

مرگ بر دنیای کهنه پرستی ٬مرگبر سرمایه داری

 زنده باد ۸ مارس روز جهانی زن

                              منیژه صادقی

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 20:20  توسط   | 

 

 

             اين ما نيستيم كه آن خواست ناچيزي را كه شما زنان بورژوا در پي اش هستيد رد مي كنيم بلكه اين شمائيد كه خواهان آن امر بزرگي كه زنان كارگر براي بدست آوردن آن مبارزه ميكنند نيستيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 11:36  توسط   | 

كليد آزادي

 

 

مي انديشيدم كه آزادي

چيزي است ك ديگري به من داده

تا آنكه دريافتم زنجيرهاي سنگين بي نامي

كه به ديدنشان توانا نبودم به بندم كشيده است

مي انديشيدم كه آزادي

چيزي است كه ديگري به من داده

تا اينكه دريافتم آنچه كه به دست آورده ام

به سادگي، اذني بوده كه به خود داده ام

تا از آن آزادي كه هيچ كس جز خودم نميتوانسته است

به من دهد بهره گيرم

آن قيد و بندها و زندانها

چيزهايي هستند كه نفرت از آنها را به ما آموخته اند

با اين وصف

اين بناهاي نفرت انگيز

درست همان بناهايي هستند كه ما خود استادانه برپا داشته ايم

من عمري را به انتظار گذرانده ام تا ديگري آزادم كند

من نمي توانستم رشد كنم

من نميدانستم

كه كليد در دست خود من است

                                                                                                       شرلی کاشوف

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 11:31  توسط   | 

با عرض تبريك صميمانه 8 مارس روز جهاني زن به تمامي زنان زحمتكش و تحت ستم كه طي قرون متمادي تحت ستمهاي گوناگون طبقاتي، ملي،  مذهبي قرار گرفته اند و با درود فراوان به زنان آزادي خواهي كه با شعار آزادي و برابري از جان و مال خود در راه آزادي و برابري انسانها كه همانا سعادت بشري است مايه مي گذارند و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نمي كنند ما معتقديم 8 مارس نه مانند يك واقعه تاريخي يا حركت انقلابي محض كه تابع شراط خاص ميباشد بنگريم بلكه 8 مارس را طي پروژه تكاملي آن جدا از خاستگاه تاريخي و زمينه هاي اجتماعي بلكه در روند فعاليتهاي سياسي اجتماعي فرهنگي و اقتصادي زنان كه به صورت روزمره جريان داشته و دارد بنگريم اين روز نمادي از حركت اعتراضي زنان در عرصه هاي مختلف براي به دست آوردن آزادي و برابري است يا به عبارت ديگر 8 مارس ظرف عمل اعتراض زن به نابرابري انسانها و وضعيت موجود است. در اين روز ما جمع ميشويم تا از همه كساني كه از مبارزات زنان براي احقاق حقوق خود و ايجاد شرايط بهتر زندگي براي زنان دفاع كرده و ميكنند تجليل به عمل آوريم و خدمات كساني را كه جنبش زنان را بر پايه هاي طبقاتي و زمينه هاي مادي و عيني آن بنا نهادند ارج بنهيم آن مسئله زن را از ديدگاه طبقاتي رهبري و سمت و سو دادند ما هم بر اين اساس معتقديم كه در جامعه اي كه عوامل توليد آن از دو طبقه ي دارا و ندار يا سرمايه دار و كارگر تشكيل شده است و كليه ساختارهاي اقتصادي سياسي اجتماعي و فرهنگي جامعه بر اساس تضادها و روابط اين دوطبقه در جامعه شكل ميگيرد بايد به معظلات با ديد طبقاتي نگريست و از اين منظر به راهكار و برنامه اصولي رسيد بر اين اساس زنان پيشرو در سراسر دنيا در اين روز جمع ميشوند تا با بيان مطالبات عيني و واقعي خود به راهكار واحدي جهت دستيابي به اين مطالبات برسند و راه پيشروان همفكر خود را كه همانا دفاع از حقوق برابر تمام انسانها و بخصوص زنان به عنوان نيمي از جمعيت جهان است ادامه دهند حال سوال اين است كه چرا به مطالبات زنان به ديد طبقاتي نگاه ميكنيم؟ همه ما تاحودي از روند تاريخي شكل گيري 8 مارس به عنوان روز چهاني زن و پايه هاي مادي آن آگاه هستيم و ميدانيم كه در 8 مارس 1857 زنان كارگر كارخانجات نساجي نيويورك در اعتراض به شرايط غير انساني كار، دستمزد پايين و حق راي زنان نخستين فعاليت سازمان يافته ي زنان كارگر را سازماندهي و رهبري كردند و حركتهاي سالهاي بعد از آن هم توسط زنان كارگر و در راستاي مطالبات طبقاتي آنان شكل گرفت جهت انطباق اين موضوع با شرايط امروز جهان نگاهي به موقعيت زن در جوامع غربي مياندازيم در اين جوامع زنان از حقوق سياسي و اجتماعي بالايي نسبت به زن در جامعه ما برخوردارند آنان داراي حق انتخاب شدن و انتخاب كردن در كليه عرصه هاي سياسي و اجتماعي هستند و به همين مبنا زنان سياسي غرب تعداد كثيري از كرسيهاي پارلمان و پستهاي مهم دولتي مانند رياست جمهوري، نخست وزيري و غيره را به خود اختصاص داده اند اما معضل اصلي زن غربي هنوز بي حقوقي، بي خانماني، دستمزد پايين شرايط نامساعد كار و مطالبات مادي است و زنان سياستمدار و داراي اختيار قانوني غرب هنوز هيچ حركتي براي سازماندهي حقوق و مطالبات زنان جامعه خود نكرده اند چون خاستگاه طبقاتي زن اروپايي در مطالبات عيني طبقه كارگر ميتواند محقق شود. مسئله دوم فعاليت جريانات فمنيستي كه بخش وسيعي از جنبش زنان و تشكلهاي مستقل دولتي را در بر ميگيرد و مطالبات اين بخش از زنان چون مطالبات زن بورژوا در مقابل مردسالاري بورژوايي كه همانا برخورداري از حق مالكيت برابر بر ابزار توليد، برابري در حقوق سياسي و اجتماعي و مدني با مرد بورژوا است به صورت عيني و مشهود ميبينيم كه در پلاتفرمهايشان نامي از زن تحت ستم و فرودست جامعه فقط در حد تقابل با مرد خود در خانواده و برخورداري از حقوق اوليه مدني و سياسي و اجتماعي دفاع ميكنند در تقابل قراردادن زن و مرد يك حركت بورژوايي است و معني آن رو در رو قرار دادن نيمي از انسانهاي تحت ستم در مقابل نيم ديگر آن يعني زن و مرد تحت ستم است پس به اين نتيچه ميرسيم كه زن تحت ستم فقط با نيروي خود وتشكل مستقل خود فارغ از هرگونه وابستگي بورژوايي ميتواند مرزهاي نظام اجتماعي را درنوردد و به حقوق واقعي خود برسد موقعيت جامعه ما به مراتب فرودست تر از جوامع غربي است با اين نگاه بيان اين جمله كه هيچگاه آزادي نوع بشر بدون برابري زن و مرد و عدم وابستگي شان نميتواند وجود داشته باشد دست در دست هم تمام زنان كارگر و پيشروان واقعي جنبش زنان با شعار آزادي و برابري در همه سطوح براي تمام انسانها تلاش ميكنيم.

كار گروهي

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 0:2  توسط   | 

تقديم به يك خاطره ي محو

    در آخرين روزهاي زمستان ۸۵ خبر خودكشي دلخراش دختري ۱۶ ساله افرادي كه اورا مي شناختند را شوكه كرد. همچنين دل هر انسان برابري طلب و شريفي از اين مرگ نابچار و انتخابي بدرد آمد. نه به اين دليل كه اين نوع مردن تازگي دارد يا بندرت اتفاق ميافتد بلكه درست به دليل و خود اين شيوه مردنهاي مستاصلانه براي بخشي از محرومترين و بي دفاعترين انسانهاي اين ديار يا حداقل ميتوان در اين هنگام يعني شنيدن خبر مرگ قرباني چند لحظه اي تامل و درنگ كرد؟ در باره ي چرايي مردن؟ آن هم به اين طرز دلخراش! آيا چنين مرگهايي بديهي و نرمال است. هرچند براي تعدادي كه توجيهات اخلاقي و محذورات فكري و ايدئولوژيكي خاصي براي اين گونه ماجراها دارند تكان دهنده نيست و دليل عمده و مسبب اين گونه مردنها را خود قرباني ميدانند و برايشان علي السويه است و اصلا مردن و از بين رفتن انساني آنهم زن بدست خودش را خلاف عرف و ساير تابوهاي فكري اسلافشان دانسته و اين عمل را سزاوار قدرنشناسي و بخاطر كفران نعمت فرد اسير در چهارچوب تنگ زندگي ساخته ي افكار عقب مانده كه قفسي محقر به اندازه ي وسعت فكر سازندگان قفس را براي فرد زنداني در قفس درست كرده اند و در دالانهاي تاريك ذهن بيمارشان توجيهات مضحكي را براي اين قبيل انتحارها دارند و اصلا بدليل قبح مساله در نزد تعدادي نفس عمل و كنش غريزي و طبيعي قرباني در برابر فشارهاي مضاعف و نرمهاي جامعه بر خصوصي ترين و انساني ترين تفكرات فرد مورد نظر سايه افكنده است سايه اي شوم و ترسناك آينده ي مخوف افرادي كه محكوم به نابودي هستند آن هم به دليل جنسيتشان كه در جامعه جنس محور و مردسالارانه سرمايه داري ارزش و بهايي ناچيز در حد همان ابزار خودكشي خود قرباني دارند. اگر بطور مثال بخواهيم به دنياي درون يكي از اين قربانيان خموش سرك بكشيم حتي از سر تفنن و احتياج واقعياتي دهشتناك برايمان روشن ميشود واقعياتي زنگ زده و كهنه و مهوع كه هرچند بدليل كهنگيهايي برايي و كارايي زندگي برانداز خود را تاكنون حفظ كرده اند. در مقابل بيگانگي فردي كه خودكشي كرده است از وجود خودش و عدم توانايي در ارتباط اش با واقعياتي كه هضمشان براي ذهن حساس و ضربه پذير در ميان خيل عظيمي از خشونتهاي روزانه چه در محيط خانواده چه اجتماع كه به آنها تحميل شده و متاسفانه هنوز هم ميشود اما شايد اگر بخواهيم دليل عادي بودن اين امر يعني خودكشي زنان (از هر نوع اش) را در ميان طيفي از جامعه بفهميم بلكه وفور اقدام به اين عمل در ميان زنان باشد كه رفته رفته به نوعي مردن طبيعي تلقي شود. بهرحال ذهنيت اين قربانيان مفلوك قبل از مردن محدود به فشارهايي است كه تاكنون بهروسيله اي كه شده تحمل كرده و دم هم نزده اند. در مقابل اعتراضشان به اين موقعيت توهين آميز از جانب همسر و كلا ذهنيت مردسالارانه تعدادي از افراد اگر به صبر جميل توصيه نشده باشند احتمالا جنسيت زنانه شان پس از تحقيرشدن همچون پتكي براي كوبيدن انسانيتشان بر سرشان فرود آمده است شايد تعدادي از خواندن اين سطور چيزي عايدشان نشود و نويسنده اين مطالب را به سطحي نگري و نيافتن ريشه واقعي مساله متهم كنند. درست است كه حتي انجام دهندگان اين نوع جنايات در نوع قتلهاي ناموسي خود نيز قرباني اي بيش نيستند. اما اگر به اصل مساله شك ميكردند يقينا اكنون حداقل به دلايل سطحي كه ميشود با يك گفتگوي منطقي و صميمانه مخاطب خود را تغيير داد و افكارش را روشن كرد و تاحدي او را از دنياي بن بست اش بيرون كشيد و افقي گسترده را نشان اش داد اما واقعيت امر اين است كه اين انسانها ميبايستي راه رستگاري خود را از اين نكبت حيرت آلود در انتحار جستجو نكنند بلكه در تفسير بنيادين اين سنتها و ارزشهاي ضد انساني كه بر حرمت و شخصيت انساني زن لطمه ميزند و نهايتا او را به جايي ميرساند كه براي دفاع از ذره اي از انسانيت به تاراج رفته اش وجود خود را به ديگران سربزير و خاموش اثبات كند. فرياد خفه شده هزاران زن بيگناه و قرباني در اين دنياي وارونه بدست مشتي ديوانه و بيمار ساديستي كه عرصه را بر يك زندگي سزاوار شان انسان آزاد تنگ كرده اند در خودكشي آنهم به زجرآورترين شيوه در گلويشان پژواك ميكند. مخاطبشان دنياي بيرحم ساخته ي دست انسانهاي محدودالفكر و واپسگرا و زن ستيز و دشمن شادي و غم پرست است دنيايي كه بشدت در مقابلشان خودنمايي ميكند و كوچكترين آزاديهاي آنها را توسط قانونهاي ناشناخته اش محدود ميكند. آري رفقا چاره اين انسانها در كشتن خويش نيست چاره در خود سوزاندن نيست بايد ريشه ي اين مسائل را خشكاند بايد تفكراتي كه نهايتا زن را به گوشه اي پرت و در اذهان ساديسيتي آزارگران فكري ميكشاند بدور انداخت يك بار براي هميشه. اين كاروان مرگ اجباري صفوف اش هروز طولاني و طولاني تر ميشود. كاروان انسانهاي خاموش بي صدا و ماتم زده بايد بياموزيم كه درد مشترك انسانها در هر مقام و نقطه جغرافيايي و با هر جنسيت و نژادي در كنه وجودمان درك كنيم و دنيايي سرشار از عطوفت و مهرباني و انسان دوستي را بنا نهيم. به اين اميد كه اين تسلسل باطل و قرباني گير را باطل كنيم و بشريت بتواند نفس راحتي در نبود اين بختكهاي روان نژند بكشد. شعري را به تمامي اين زنان ستمديده تقديم ميكنم:

چه مايه دردناك است زن زيستن

پسران تكيه بر در

به مثابه خداوندي از عرش به زمين آمده ايستاده اند

چهار اقيانوس پرطوفان را هيچ ميپندارند

اما اگر دختري بدنيا آيد

مايه دلخوشي كسي نيست

كس گريه نخواهد كرد

اگر به مانند ابرهاي باران زده دور شوند

سربزير افكنده

به سر و روي خود دست میکشند

با دندانهاي زيرين